صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 26
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
زندگىنامههايى كه خود زيست نامهنگارى باشند ، اثر ملك شاه حسين يكى از اين شمار است . زندگىنامه ملك شاه حسين ، رويدادهاى زندگى او را تا 1028 ق / 1619 م در بر مىگيرد . او طىّ آن به شرح سفرهاى خويش و رويدادهايى كه بر خانوادهء او ، سيستان و ملوك آن گذشته مىپردازد و نكتههاى جالبى از زندگى اجتماعى سيستان را طىّ آن بازگو مىكند . ملك شاه حسين بار ديگر در آخرين بخش كتاب خويش دوباره يادى از تاريخنگارى مىكند و گوشهاى از ديدگاه همگانى دربارهء تاريخ را بيان مىدارد : « اگرچه در اين بازار كه متاع هنر از بىرواجى به نقاب اختفاء چهره پوشيده ، تحريرات حكمت علمى و عملى را نمىخوانند تا به وقايع و حوادث تاريخ چه رسد . خصوصا تاريخ حال سيستان و سيستانيان و بيان حال چون من پريشان خيال را كه خواهد خواند ؟ دوستان را كى فرصت به مطالعه اين حالات است ؟ » « 1 » ملك شاه حسين بار ديگر يادآورى مىكند كه قصد ندارد « امور غيرواقع » بنويسد و « از صدق امور يك كلمه تجاوز « 2 » » كند . آخرين بخش احياء الملوك با يادآورى اينكه رستم ميرزا سرانجام « به قصد قلع و قمع ملوك به سيستان آمد » « 3 » ( 1017 ق / 1608 م ) و اشارههايى به حضور سيستانيان در تكاپوهاى جنگى برضد ازبكان پايان مىپذيرد . از ديدگاه تاريخنويسى ايرانى در عصر صفوى آگاهىهايى كه به اندكى از آنها اشاره شد ، هم براى نگارش تاريخ سيستان و هم براى نگارش تاريخى براى ايران اهميّت زيادى دارد . احياء الملوك هم براى تاريخ سياسى و اجتماعى ايران و هم براى تاريخ سيستان اهميّت دارد . گذشته از آن ، شناسايى مكانهاى جغرافيايى و شهرهاى معروف سيستان نيز از راه آن ممكن مىشود . نكتهء مهمّى كه از توصيف احياء الملوك از زندگى سيستانيان در اين دوران استنباط مىگردد ، همگانى بودن زندگى قلعهنشينى در سيستان
--> ( 1 ) . احياء الملوك ، صص 451 - 452 . ( 2 ) . نوشته او چنين است : « به ربّ كعبه قسم كه از اين سخن تا امروز كه ششم ماه مبارك رمضان سنهء ثمان و عشرين و الف است در دار السلطنهء اصفهان به كتابت وقايع مشغولم ، ده سال گذشته ، امور غيرواقع نمىنويسم و از صدق امور يك كلمه تجاوز نمىكنم » . ( ص 488 ) ( 3 ) . ص 477 .